تبلیغات
ستاد دانشجویی مقاومت رمز پیشرفت استان آذربایجان شرقی - ماو تجربه ای به نام احمدی نژاد
 
درباره وبلاگ




مدیر وبلاگ : طرفداران مقاومت
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
yjutersf
ستاد دانشجویی مقاومت رمز پیشرفت استان آذربایجان شرقی
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM











ما و تجربه‌ای به اسم احمدی‌نژاد
مسعود زین العابدین
تجربه ناقصی که باعث می شود فراموش کنیم همین مقدار تجربه ناچیز هم از مقداری کمتر از این، رشد و نمو کرده و به اینجا رسیده است. همین تجربه ناقص، ناقص است اما قابل اعتناست.

قطار دولت احمدی نژاد به ایستگاه آخر نزدیک می شود و خیلی ها در حال جمع بندی حضور ۸ ساله او هستند. انگار خود او هم در حال جمع بندی است و این روزها ترجیح می دهد تا بیشتر به امور گذشته اش برسد و روبان قرمز هر آنچه را که کلنگش را به زمین زده است، خودش ببرد و به نام دولتش ثبت کند.
احمدی نژاد تجربه ویژه ای برای ما بود، تجربه ای که اگر از جهات مختلف بی نظیر هم نباشد، حداقل می توان گفت که تجربه ای کم نظیر -هم به لحاظ نقاط قوتش و هم به لحاظ نقاط ضعفش- در تاریخ سیاسی ما بوده است.

احمدی نژاد ویژگی های مثبت و منفی خاص خودش را داشت و در بسیاری از این خصیصه ها نمی توان او را با غیر از خودش در سپهر سیاست ایران مقایسه کرد. او با شعار عدالت و احیای ارزش های انقلاب اسلامی بر سر کار آمد، از ساده زیستی و مبارزه با اشرافیت دم زد. می گفت باید دولت را از تهران بیرون برد و برای همین حرف، چه روزهایی که وزرا را به دنبال خود راه انداخت و به شهرهای مختلف سفر کرد. او کلنگی به زمین زد تا مستاجران را صاحب مسکن مهر کند و در سازمان ملل شجاعانه از آرمان فلسطین سخن گفت و هیمنه آمریکا را در مقابل چشم نمایندگان دولت های جهان در قلب نیویورک خرد کرد. این ها بخشی از تجربه ای به نام احمدی نژاد است اما کل آن نیست.
ما احمدی نژادی را تجربه کردیم که هشت سال ما را با خود کشید و ترجیح داد تا لیستی را که از مفسدان اقتصادی در جیب دارد بیرون نیاورد، خیلی از قوانین و بخشنامه ها را صلاح ندید ابلاغ کند، اختلاف قوا گاهی بروز جدی داشت، بعضی جاها وعده هایی داد که هرگز عملی نشد، یکی از نزدیکانش را با اعتماد خیلی -های دیگر و به ویژه مردمی که به او چشم دوخته بودند معاوضه کرد و در پایان هم با نظریه پردازی هایی عجیب نزدیک ترین دوستانش را هم بر علیه خود شورانید و این ناراحتی تا حدی شد که بعضاً بسیاری از خدمات تاریخی او را نیز به فراموشی سپرد.
به هر حال امروز ما با تجربه ای به اسم احمدی نژاد روبرو هستیم و سایه این تجربه بر انتخاب یازدهم سنگینی میکند. شاید احمدی‌نژاد و گزینه محبوبش در انتخاب یازدهم حضوری مستقیم نداشته باشند اما وی همچنان در انتخابات حضور دارد و این حضور در حدی است که انتخاب یازدهم را به یک انتخاب سلبی تبدیل کرده است. هرچند که مشی و برنامه بسیاری از نامزدها دارای تفاوت هایی است اما اگر از ابتدا تا انتهای صغرویات و کبرویات، و مقدمات و نتایج سخنان آن ها را کنار هم بگذاریم، در آخر به یک ترجیع بند مشترک می رسیم و آن این که «من تجربه ای به اسم احمدی نژاد را تکرار نخواهم کرد». هنوز کسی معلوم نکرده است که احمدی نژادی که نباید تکرار شود کدام احمدی نژاد است و احمدی نژادی که باید تکثیر شود کدامین؟ آیا احمدی نژادی که قرار است غول چند سر انتخاب یازدهم باشد، همان احمدی نژادی است که از عدالت، ساده زیستی، مبارزه با فساد اقتصادی و استکبارستیزی سخن گفت؟ یا احمدی نژادی که برخی اشتباهات را مرتکب شد؟ پس احمدی نژاد همچنان حاضر انتخابات است، چرا که او پایانی بر یک آغاز است که قرار است در ۲۴ خرداد رقم بخورد.
این که مرز شیرینی و تلخی تجربه ای به اسم احمدی نژاد تا کجاست، مسئله این نوشته نیست بلکه مسئله ما خطری است که می توان آن را «وارونگی ارزش ها در برزخ تجارب ناقص» نامید. این روزها هزینه سخن گفتن از عدالت و تقدم آن بر پیشرفت همچنان مثل انتخابات ۸۴ سنگین است، حتی اگر برایش سند هم بیاوری که «العدل سعه» و هزاران سند و تجربه عینی تر که همین ذره کوچک از عدالت، چه شیرینی هایی برایمان به ارمغان آورده است. اگر هزاران ساعت هم از این تجارب سخن بگوییم و فریاد بزنیم که گرانی به خاطر عدالت نیست، باز این تجربه سنگینی میکند که گوشت را باید کیلویی فلان قدر بخریم و این بی تدبیری در دولتی اتفاق افتاده است که شعار عدالت می داد و این حرف، مصرع مشترک غالب کاندیداهای ریاست جمهوری است.
«وارونگی ارزش ها در برزخ تجارب ناقص» به جایی رسیده است که حتی وقتی ساده زیستی مسئولان را مطالبه می کنیم، اولین سوالی که می پرسند این است که مبادا تجربه ای چون احمدی نژاد دوباره تکرار شود؟ مبارزه با فساد، مقاومت در سیاست بین الملل، مردم داری و واژههایی از این دست نیز سرنوشتی مشابه یافته اند.
این شرایط، مولود تجربه های ناقص است؛ تجربه ناقصی از عدالت، تجربه ناقصی از ساده زیستی، تجربه ناقصی از مقاومت و… . تجربه ناقصی که باعث می شود فراموش کنیم همین مقدار تجربه ناچیز هم از مقداری کمتر از این، رشد و نمو کرده و به اینجا رسیده است. همین تجربه ناقص، ناقص است اما قابل اعتناست.
چهار سال خرمای قاهره به نام احمدی نژاد اسم گزاری شد، مناطق محروم کرمان ۱۰۰درصد به احمدی نژاد رأی دادند، حلقه های بزرگی قدرت و ثروتی در این هشت سال خرد شد و فروشکست. اینها تجربه هایی قابل اعتناست.
به نظر می رسد که باید علت وارونگی ارزش ها را در این اشکال بزرگ جستجو کرد که برای تحقق مفاهیم ارزشی دنبال ناجی هایی میگردیم که بیایند و یک شبه همه آن ارزش را برایمان محقق کنند و شاید برای همین فریب کسانی را می خوریم که وعده می دهند چند ماهه ما رابه رفاه و آرامشی برسانند که سال هاست در انتظار آن بوده ایم.
تقلیل دادن ارزش ها به افراد، تقلیل دادن جایگاه ارزش ‌هاست و این اشتباه بزرگی است که ما بارها مرتکب آن شده ایم و می شویم و برای همین است که امروز از طرح کردن آن ها میترسیم. تجربه‌های ناقص چیزی است که خیلی ها بر آن سوار شده اند تا عیوب خود را در پشت آن پنهان کنند پس این تجربه های ناقص ما را از آرمان ها نترساند. انسان ‌هایی که از آرمان سخن میگویند «سوپرمن» نیستند اما این نکته را هم فراموش نکنیم که کسانی که از آرمان ها سخن می گویند این شجاعت را دارند که در عصر تمسخر آرمان گرایی، آن را بر زبان بیاورند و آن ها را دست یافتنی میدانند و برای آن گام های عملی طراحی می کنند، اما وعده نمی دهند.

امروز همه کاندیداهای ریاست جمهوری باید با صراحت اعتراف کنند که عدالت مقدم را مقدم می‌دانند یا پیشرفت را؟ به دنبال توسعه به همان معنی که تکنوکراتها به دنبال آن بودند، هستند یا پیشرفتی از جنس ایرانی اسلامی؟ مقاومت را در سیاست خارجی میپذیرند یا سازش را در بسته بندی های شیک تری همچون آشتی با دنیا؟
وارونگی ارزش‌ها را به رسمیت نشناسیم…





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 21 خرداد 1392 07:59 ب.ظ
با کناره گیری حدادبه اصلح رسیدم
رای من سعید
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.